تبليغاتX
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه ازاد رودهن

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه ازاد رودهن

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران پیرامون رویدادهای پس از کودتای انتخاباتی اخیر

 

اکنون بیش از دو هفته از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری گذشته است و تبعات دهشتناک و خشونت بار آن در کشتار و سرکوب مردم معترض، بیش از پیش هم ماهیت شبه فاشیستی رژیم سرمایه داری اسلامی را فاش ساخته و هم به عریان ترین شکل، جایگاه «انتخابات» را در این نظام برای مردم برملا نموده است.

انتخاباتی که پیشتر به نظر می رسید محل رقابت و سهم خواهی دو جناح اصلی حاکمیت، یکی به رهبری جناح ایدئولوژیک بورژوازی مالی-نظامی(سپاه) و دیگری به سرکردگی رفرمیست ها در یک جبهه واحد باشد، که به ویژه اصلاح طلبان، با این ابزار هدف برقراری توازن و تعادل و نوعی دموکراتیزاسیون درون حاکمیتی را دنبال می نمودند تا بتوانند نقش پر رنگ تری در پیشبرد پروژه های کلان رژیم، در ابعاد داخلی، منطقه ای و بین المللی داشته باشند، نهایتا به جدالی آشتی ناپذیر میان این دو جناح بدل گردید؛ الیگارشی مالی- نظامی، قدم در راه حذف جناح مقابل، برای تصفیه حاکمیت و یکپارچه سازی قدرت خود در آن نهاد و بدین ترتیب جناح رفرمیست در موقعیتی خطیر قرار گرفت که هرگونه فرصت طلبی ذاتی این جریان را بر نمی تابید و امکان سازش بین جناحین را تا حد زیادی منتفی نمود؛ اکنون منطق این بازی صفر و یک است.

انتخاباتی که در آن سرنوشت مردم رقم زده نمی شود و تنها بالانس قدرت را برقرار می سازد و آرایش جدیدی را در سهم بری بخش های مختلف حاکمیت ایجاد می نماید، امر مردم نیست. امر توده مردم، مجموعه مبارزات، اعتراضات و مقاومت هایی است که به بهانه بروز تقلب در انتخابات اخیر و بر سر کار آمدن دولت کودتا، در خیابان های شهرهای بزرگ و کوچک در دو هفته اخیر رخ داده است، که بدون شک چیزی فراتر از آن چیزی است که به خیابان ها راه یافته و شکافی عظیم و غیر قابل جبران را در هیمنه قدرت رژیم سرکوبگر اسلامی ایجاد کرده است.

اقتدار توده های مردم رابطه معکوسی با اقتدار دیکتاتوری حاکم دارد؛ قدرت فائقه رژیم با خیزش توده های مردم به طور جدی تَرَک برداشته و از همین روست که رژیم، دستگاه سرکوبگر خود را به وحشیانه ترین شکل ممکن به کار انداخته و به کشتار سازمان یافته مردم بی سلاح و دست خالی در خیابان ها، مبادرت ورزیده و حکومت نظامی را برقرار نموده است. حضور بی واسطه مردم در خیابان ها، خود گویا ترین شکل افشای ضعف نظام و فریاد بلند عدم مشروعیت آن در چشم یکان یکانِ مردم از اقشار و طبقات مختلف است که حاکمیت توان بسیج و تطمیع آنها را ندارد. نیز از همین روست که سگ های شکاری رژیم، به دانشگاه می تازند، و دانشجویان را که جز مُشت گره شده و قلم، سلاحی در دست ندارند، به خون می کشند؛ چرا که خوب می دانند که دانشگاه، سنگر مقاومت است و دانشجو، میلیتانت مبارزات توده ای مردم و در صف اول  نفی دیکتاتوری، و نبرد برای آزادی و برابری است.

اکنون در شرایطی به سر می بریم که به واسطه دیکتاتوری دیرپا و سرکوب وسیع مبارزات کارگران در مقاطع مختلف، کشتار، دستگیری و زندانی کردن کارگران و رهبران آنها و نیز فعالان و رهبران دیگر جنبش های اجتماعی، مبارزات طبقه کارگر و نیز دیگر جنبش های اجتماعی، هنوز نمی تواند به خیزش میلیونی توده های مردم، مبارزات جاری  و رادیکالیسم موجود در تحرکات آنها در خیابان جهت بدهد، اما توده های مردم به خوبی در یافته اند که مسیر اصلاحات با اتکا به قدرت جناحی از حاکمیت مسدود است و هرگونه تغییر و دگرگونی در سطوح سیاسی، اجتماعی و نیز اقتصادی با تکیه بر قدرت انبوه توده های مردم قابل احقاق است و لذا علی رغم سرکوب شدت یافته، زمینه رشد جنبش های اجتماعی مختلف به ویژه در بستری با استراتژی های سوسیالیستی بیش از پیش فراهم می شود.

لذا این وظیفه سوسیالیست هاست که ضمن حضور در اعتراضات جاری، نسبت به منحرف شدن احتمالی مبارزات مردمی توسط اصلاح طلبان و فرصت طلبان، هشدار دهند، و در جنبش های اجتماعی مختلف و به ویژه جنبش طبقه کارگر، در راستای متشکل شدن این مبارزات تلاش عاجل به عمل آورده و در جهت ارتقاء و اعتلای سطح اعتراضات مردمی معطوف به مطالبات دموکراتیک و هرچه طبقاتی تر شدن خواست ها و شعارها بکوشند.

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران، کشتار وسیع مردم توسط دولت کودتا، برقراری حکومت نظامی، دستگیری گسترده مردم، فعالان سیاسی و اجتماعی و نیز سانسور خبری مفتضحانه و ننگین صدا و سیمای رژیم اسلامی را به شدت محکوم می نمایند؛ دانشجویان سوسیالیست، خود را متحد مردم در مبارزات برای احقاق خواست های دموکراتیک و نفی دیکتاتوری اعلام نموده و بر تداوم مبارزات توده ای و محفوظ بودن حق هرگونه اعتراض و اعتصاب توده ای پای می فشارند.

 

زنده باد هم بستگی توده های مردم علیه دیکتاتوری!

زنده باد تشکل های مستقل و طبقاتی!

زنده باد سوسیالیسم!

6/4/1388

http://www.socialist-students.com/

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 11  توسط د.سوسیالیست رود هن  | 

 

اطلاعیه شمارۀ ۱ کمیته هماهنگی ، در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و نا آرامی‌های اخیر!

 مردم ایران خود شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران بوده اند. در مناظره‌های به عمل آمدۀ کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی ایران، از وضعیت فلاکت ‌بار کارگران، عدم پرداخت حقوق ماهانه، قراردادهای سفید امضا، عدم آزادی تشکل، ضرب و شتم کارگران، صدور احکام قرون وسطائی شلاق، زندان و کشتار کارگران و فعالین کارگری، سرکوب مراسم‌های اول ماه مه و ... صحبتی نشد.

واقعیت این است که کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی ایران، هر کدام به نحوی از انحا در بوجود آمدن وضعیت فلاکت باری که طبقه کارگر ایران و اكثریت عظیم جامعه با آن روبرو هستند، نقش ایفا کرده‌اند و درست به همین خاطر است که در میان صدها نفری که برای ریاست جمهوری ثبت نام کرده بودند، تنها این چهار نفر دست چین ‌شدند.

در پروسه انتخابات تمام امکانات سرمایه‌داران ، لیبرالهای خودی و غیر خودی و رسانه‌های بورژوازی جهانی نظیر رادیو وتلویزیون  بی بی سی و صدای آمریکا به کار افتادند تا مردم را قانع کنند که انتخابات میدانی برای تغییر است. آنها به اشکال گوناگون تلاش کردند تا مردم را قانع کنند که رای‌شان ارزش و قدرت دارد . بعد از انتخابات معلوم شد تمام آن تبلیغات پوچ بوده است.

رای‌دهندگان پی بردند که از رای‌شان سو استفاده شده است. حالا برای اعتراض به این سوء استفاده‌ها، در صفوف صدها هزار نفره به اعتراض می پردازند . گرچه مردم می‌بایست با تحریم انتخابات ازحقوق خود دفاع میکردند، اما به هر حال این آرا ریخته شده و مورد سوء استفاده عوامل نظام  قرار گرفت . و حالا اعتراض به این سو استفاده‌ها حق مردم است. ما ضمن محکوم کردن  حمله به معترضین یادآوری میکنیم که این اعتراضات باید از زیر رهبری موسوی‌ها، خاتمی‌ها و کروبی‌ها و  همۀ عوامل و گماشتگان نظم سرمایه بیرون کشیده شود. این اعتراضات باید به بخشی از حق خواهی کارگران و مردم زحمتکش بر ضد نظام سرمایه داری تبدیل شود.

طبقه کارگر ایران سالهاست که برای احقاق پایه‌ایی ترین حقوق خود مبارزه کرده و میکند و طی مبارزات خویش، مورد حملات سهمگین محافظین سرمایه قرار می گیرد. در دهه‌ 60 همراه با سرکوب ، زندانی کردن و اعدام صد ها و هزاران فعال جنبش های اجتماعی ، به ویژه جنبش کارگری ،  سخنران مراسم اول ماه مه  در شهر سنندج را نیز با نام جمال چراغ ویسی  اعدام کردند. در دوران به اصطلاح "اصلاحات سیاسی" ، فعالین کارگری شهر سقز به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه دستگیر و زندانی ‌شدند، نویسندگان آزاد اندیش و عدالت خواه را قلم به مزد معرفی کردند و طی قتلهای زنجیره‌ای تعدادی از آنها را به قتل رساندند

در چند سال اخیر نیز شاهد به رگبار بستن کارگران خاتون آباد، زندانی کردن و بریدن زبان منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای واحد، زندانی کردن محمود صالحی و محروم کردن وی از دارو و درمان موثر،  شلاق فعالین کارگری به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه و دستگیری و زندان ده‌ها نفر در مراسم اول ماه مه امسال و ده‌ها مورد دیگر بودیم.

 اعتراضات دانشجویی را سرکوب و به وحشیانه‌ترین شکلی به خوابگاه های دانشجویان حمله ور ‌شدند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند . جنبش زنان و فعالین این جنبش را نیز که از خواست ها و حقوق برابری طلبانه و انسانی خویش دفاع می کردند از تهاجم وحشیانۀ خویش بی نصیب نگذاشتند  و  دستگیر و زندانی ‌کردند. به حقوق حقه معلمان و پرستاران تعرض کردند و آنان را اخراج و زندانی کردند .

اکنون محافظین سرمایه دچار بحران شدیدی شده‌ و به افشاگری همدیگر پرداخته‌اند. طبقه کارگر و مردم شریف و آزادیخواه ایران باید این نوع فریب‌ کاریهای محافظین سرمایه را افشا نمایند. بورژوازی با هر رنگ و لعابی و به هر شکلی نمی‌تواند و نمی‌خواهد ، خواست و مطالبات برحق طبقه کارگر و مردم رنجدیده ایران را تامین کند. تلاش مذبوحانه این طبقه و نمایندگان سیاسی آن ، در بهترین حالت ذخیره نیرویی است که بتوانند توسط آن بقاء خود را حفظ نمایند، طبقه کارگر و مردم آزادیخواه ایران نباید به چنین نیروئی اعتماد کند .

 

کارگران، مردم شریف و آزادیخواه!

مشکل اصلی کارگران و توده های تحت ستم همانا استثمار ، بی‌کاری و بی حقوقی گسترده و میلیونی ،  تورم و گرانی سرسام آور، فقدان  آزادی‌های پایه‌ایی مثل  حق ایجاد تشکل و برخورداری از حق اعتصاب ، حق آزادی بیان و سایر حقوق و آزادی‌های مدنی با اتکاء به نیروی طبقه کارگر، به عنوان اصلی ترین و قدرتمند ترین نیروی محرکه جامعه می باشد.

کارگران و مردم دلاور و عدالت طلب ایران و سراسر جهان می توانند و شایسته است تا در اعتراضات گسترده و آزادی خواهانۀ خود  خواستار شناسائی ، دستگیری و محاکمۀ آمران و عاملین سرکوب و کشتارهای اخیر مردم و آزادی کلیه دستگیر شدگان اعتراضات کارگری و مردمی روزهای  اخیر و لغو احکام صادره علیه کارگران و فعالین کارگری، فعالین جنبش دانشجوئی و زنان شوند.

نظام سرمایه‌داری ، نظام توحش و  سرکوب و استثمار ، نظام فساد ، نظام فقر و فحشا و محرومیت است . بیائید با هم خواهان برچیده شدن نظام سرمایه‌داری شویم.

 کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

۲۸/۳/۱۳۸۸

www.komitteyehamahangi.com

www.komitteyehamahangi.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 12  توسط د.سوسیالیست رود هن  | 

 

فراخوان  به کمپین برای آزادی دستگیر شدگان روز جهانی کارگر

 

کارگران، تشکل ها و نهادهای کارگری ایران و جهان!

 

در روز جهانی کارگر هنگامی که کارگران و خانواده های آنان که بنابر فراخوان کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه(مشتمل بر تشکل های مستقل کارگری ایران) که برای اعلام مطالبات خود و گرامی داشت این روز درپارک لاله تهران گرد هم آمده اند، به همراه تعداد دیگری از مردم حاضر درپارک مورد یورش نیروهای امنیتی-پلیسی و ماموران لباس شخصی قرار گرفتند.این نیروها با انواع ابزار و روش های سرکوب، تعداد زیادی را شدیدا مجروح و بیش از صد و پنجاه نفر را در حالی که مورد ضرب و شتم واقع شده بودند، دستگیر و روانه زندان کردند.از این تعداد هنوز حدود یکصد تن درزندان به سر می برند. این افراد هیچ جرمی مرتکب نشده بودند که این چنین غیر انسانی سرکوب و به بند کشیده شده اند. آنها فقط به خاطر این که همزمان با میلیاردها کارگر دیگر در سراسر دنیا و به دلیل طرح مطالبات میلیون ها انسان در ایران که هر روزه تحقیر می شوند، به دلیل برپاکردن تشکل های مستقل سرکوب می شوند وماه های متمادی حقوقی دریافت نمی کنند، تنها به دلیل این که صدای اعتراض برآورده اند، امروز در بدترین شرایط در زندان هستند. هر روز خانواده هایشان که برای آزادی آن ها در مقابل دادگاه ها و مراجع دیگرقضایی مراجعه می کنند اما با برخوردهای نامناسب و پاسخ های ضد و نقیض مواجه می شوند. ما میلیون ها کارگر و زحمتکش و مساوات طلب نسبت به عزیزان دربند و خانواده هایشان مسئول هستیم و نباید آن ها را تنها بگذاریم. باید فورا متحدانه دست به کار مبارزه ای وسیع تا آزادی همه دستگیر شدگان شویم.

 

 ما ضمن اعلام این کمپین از تمامی تشکل ها و نهادهای کارگری و حقوق بشر داخلی و بین المللی می خواهیم که با تمامی توان خود و به فراخور امکانات خود و از هر طریق ممکن، ضمن محکوم کردن دستگیری این عزیزان و درخواست برای آزادی بی قید و شرط آنان به حمایت های گوناگون و متناسب با توان خود از این عزیزان و خانواده های آنان و اصرار بر مطالبات اعلام شده در قطعنامه اول ماه مه این کارگران بپردازند.

 

                             زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران جهان

اعلام حمایت ها، بیانیه ها و گزارش اقدامات انجام شده خود را به این  نشانی بفرستید: campain1may@gmail.com  

      

                                   نوزده اردیبهشت 88

                        کمیته ی برگزاری مراسم روز جهانی کارگر

                           

سندیکای كارگران شرکت واحد اتوبوسراني  تهران و حومه

سندیکای كارگران نیشکر هفت تپه

اتحادیه آزاد کارگران ایران

هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان

شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری شامل:

       - کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری

       - کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

        - جمعی از فعالین کارگری

        - شورای زنان

کانون مدافعان حقوق کارگر

                                        و با حمایت :

 انجمن برق و فلز کرمانشاه- انجمن دفاع از کارگران اخراجی سقز – کمیته دفاع از کارگران هفت تپه - کارگران کارخانه پرریس سنندج- کارخانه بافندگی شین بافت سنندج –- کارگران کارخانجات شاهو- - نساجی کردستان- غرب بافت-آجر شیل -شیرپاک آرا- گونی بافی سما- آرد فجر- نیرو رخش- کارگران بخش خدماتی بیمارستان توحید سنندج -جمعی از بازنشستگان شهرستان سنندج -کارگران شرکت فرش غرب کرمانشاه- کارخانه لاستیک دنا – جمعی از کارگران سیمان قائن – جمعی از کارگران عسلویه – دانشجويان سوسياليست دانشگاههاي ايران – ...

ادامه دارد............

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 12  توسط د.سوسیالیست رود هن  | 

 

دستگیر شدگان اول مه مه روز جهانی کارگر آزاد باید گردند!

طی فراخوانی از سوی کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه 1388- که متشکل از تشکلهای مستقل و رادیکال جنبش کارگری ایران هستند- کارگران، زنان و دانشجویان و مردم زحمتکش را برای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در تهران دعوت کرده بودند.

 عصر روز جمعه 11 اردیبهشت در پارک لاله- اطراف میدان آب نما- تجمع  گسترده ای متشکل از کارگران ، فعالین و خانواده های کارگران، زنان و دانشجویان که حدود 2000 نفر میشد، با حضور پرشور و گسترده خود اقدام به برگزاری مراسم روز جهانی کارگر کردند. اما از سوی نیروهای امنیتی که ساعتها قبل از برگزاری مراسم کل منطقه را زیر نفوذ و کاملا تحت کنترل داشتند، شرکت کنندگان مراسم را به ضرب و شتم گرفته و تعداد زیادی از آنها را دستگیر و روانه زندان کردند، که در بین آنها تعدادی از فعالین سرشناس جنبش کارگری و جمعی از دانشجویان سوسیالیست به نامهای (زانیار احمدی، نجما رنجبران، علی معدب، سعید سجودی، جمال سید علی، سیروس رهیاد،حمید قربانی، سید جواد موسوی) دستگیر و تاکنون از سرنوشت آنها هیچ اطلاعی در دست نیست.

حضور گسترده‌ی شرکت کنندگان در مراسم روز جهانی کارگر در تهران چنان نیروهای امنیتی را وحشت زده کرده بود که  برای پراکنده کردن و جلوگیری از برگزاری مراسم، با یورش وحشیانه با باتوم ، شوک الکتریکی، لگد، توهین و کت کتک کاری، افراد حاضر در محل را مورد هجوم قرار داده و مانع ادامه مراسم شدند.

پیشروی و تقویت جنبش کارگری ایران در چند سال اخیر و مبارزه مدام کارگران برای احقاق حقوق صنفی و طبقاتی خود، همچنین اقدام متحدانه و شجاعانه امسال کارگران ایران جهت برپایی مراسم مشترک و مستقل روز جهانی کارگر، بیش از پیش حاکمیت سرمایه و حامیان آن را وحشت زده و و ترس و خوف سراپا این حاکمیت را در بر گرفته است، که از هر اقدامی جهت سرکوب و به زیر کشیدن هر اعتراض و حرکت رادیکالی کوتاهی نخواهد کرد.

دانشجویان سوسیالیست قبل از هر چیز اقدام مشترک و متحدانه کارگران و شرکت کنندگان در مراسم روز جهانی کارگر را نقطه عطفی در جنبش کارگری و سوسیالیستی میداند و بر شجاعت و استواری همه فعالین کارگری، زنان و دانشجویان درود میفرستد و بر این امر مهم تاکید میکند که تنها با حرکت متحد و متشکل کارگران و جنبشهای رادیکال اجتماعیست توان مقابله با یورش حامیان سرمایه را خواهیم داشت.

ما دانشجویان سوسیالیست ضمن محکوم کردن اقدام زبونانه و وحشیانه حاکمیت و نیروهای امنیتی، آزادی فوری بی قید و شرط تمامی دستگیر شدگان اول ماه مه را خواستاریم! و از همه کارگران، زنان، دانشجویان، سازمانها و نهادهای آزادیخواه و انسان دوست در ایران و جهان میخواهیم برای آزادی هر چه زودتر و بی قید و شرط تمامی دستگیر شدگان اعتراض کنند و حمایت بی دریغ خود را وسیعتر اعلام نمایند.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

زنده باد اول ماه مه روز جهانی کارگر

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
http://www.socialist-students.com/

12 اردیبهشت 1388

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 21  توسط د.سوسیالیست رود هن  | 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

 

" امروز روز اول ماه مه عید رنجبران جهان است. امروز روزی است که رنجبران قدرت تشکیلاتی و اراده دفاع از حقوق و منافع طبقاتی خود را ظاهر می سازند. امروز در سراسر جهان، رنجبران کار را ترک می گویند و روز کار را جشن می گیرند. ..شعار انقلابی و سرود های بین المللی رنجبران تمام جهان را به تکان در می آورد... " هشتاد سال پیش در اول ماه مه ۱۳۰۷، حزب کمونیست وقت ایران در اعلامیه ای از کارگران و رنجبران ایران خواست که به مبارزه ی جهانی کارگران جهت احقاق حقوق خود بپيوندند . پس از گذشت اين هشتاد سال و وقوع رويدادها و تحولات اساسي در جامعه ايران ،  زنجيره مبارزات افتخارآميز و درخشان جنبش کارگري در ايران با نيرويي  بسي افزونتر ، صفوفي در هم فشرده تر و خود آگاهي اي به مراتب صيغل يافته تر کماکان ادامه دارد . امروزه به يمن مبارزات جنبش کارگري در ساليان اخير و به طور ويژه فعالين کارگري شهر سقز از سال 1383 ،  در خواست برگزاري مراسم غير دولتي و مستقل روز جهاني کارگر به خواسته اي تثبيت شده در اين جنبش بدل گشته است . کارگران در ايران در هرکجا که امکانش را بيابند راسا به اجراي حکم جهاني طبقه کارگر در مورد روز اول ماه مه يعني تعيين شدن آن به عنوان " روز کارگر " ، تعطيلي اين روز و  آزادي کارگران در انتخاب نوع برگزاري مراسم اين روز بر اساس تشخيص خود اقدام مي نمايند . برگزاري مراسم روز اول ماه مه بي ترديد لحظه اي در روند مبارزات بي وقفه طبقه کارگر است اما تاريخي که در پشت اين مناسبت جريان دارد و با خون و افتخار در هم آميخته است و جنبه و جايگاه نمادين اين روز ، به آن ارزشي ويژه و منحصر به فرد بخشيده است . " رزاي سرخ " در اين باره چه گويا و شفاف توضيح مي دهد  : " در حقيقت، چه می توانست به کارگران شهامت و ايمان بيشتری در قدرت خودشان بدهد تا يک توقف کار توده ای که آنها خودشان آنرا انتخاب کرده باشند؟ چه می توانست شهامت بيشتری به بردگان ابدی کارخانه ها و کارگاه ها بدهد تا فراخواندن گردانهای خودشان؟ پس ايده جشن پرولتاری بسرعت پذيرفته شد، و از استراليا، آغاز به گسترش در ديگر کشورها کرده تا سرانجام تمام جهان پرولتاری را فتح کرد... جشن گرفتن روز اول [ماه] مه بسادگی يک بار کافی بود، تا اينکه هر کس بفهمد و حس کند که روز اول [ماه] مه بايد يک نهاد سالانه و پيگير باشد... اولين [خواست اول ماه] مه پذيرش هشت ساعت در روز مطالبه کرد. ولی حتی پس از رسيدن به اين هدف، روز [اول ماه] مه از بين نخواهد رفت. تا زمانيکه مبارزه کارگر بر ضد بورژوازی و طبقه حاکم ادامه دارد، تا زمانيکه همه مطالبات پذيرفته نشده اند، روز [اول ماه] مه نموده سالانه اين مطالبات خواهد بود. و وقتي که روزهای بهتری سر زنند، وقتيکه طبقه کارگر جهان رستگاريش را بدست آورد- آنگاه هم بشريت احتمالاً روز [اول ماه] مه را به افتخار مبارزات تلخ و رنجهای بسيار گذشته جشن خواهد گرفت... " ( " منشاء روز اول ماه مه چه هستند ؟ " ، رزا لوکزامبورگ ) ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 13  توسط د.سوسیالیست رود هن  | 

دعوت به مراسم روز جهاني كارگر

كارگران ! براي دفاع از حقوق انساني خود و برخورداري از يك زندگي بهتر ، دوشادوش هم در مراسم روز جهاني كارگر شركت كنيم .

تاريخ : روز جمعه 11 ارديبهشت ماه 88  ساعت : 17

مكان : تهران خيابان كارگر ،داخل پارك لاله  ميدان آب نما

 

اول ماه مه- ۱۱ اردیبهشت  روز جهانی کارگرگرامي باد!

 

ما کارگران ایران، امروز یک پارچه و متحد، مطالبات زیر را به عنوان حداقل خواسته های خود فریاد می زنیم و خواهان تحقق فوری این مطالبات هستیم:

۱- تأ مین امنیت شغلی برای همه کارگران و لغو قراردادهای موقت و سفید امضا و برچیده شدن فرم های جدید قرارداد کار.

۲- حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار، خط مرگ تدریجی است! حداقل دستمزد کارگران باید  توسط نمایندگان واقعی و تشکل های مستقل کارگری تعیین گردد.

۳- برپایی تشکل مستقل کارگری، اعتصاب و اعتراض و تجمع حق مسلم ماست!

۴ - دستمزدهای معوقه باید بدون عذرو بهانه پرداخت گردد!

۵- اخراج و بیکارسازی کارگران باید متوقف گردد!

۶ - حقوق زنان و مردان درتمامی شئون اقتصادی  اجتماعی باید برابرباشد.

۷- بازنشستگان باید ازیک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی برخوردارشوند.

۸ -کارگران با معلمان ( کارگران فکری) ، پرستاران وسایراقشارزحمت کش جامعه متحدند و ازمبارزات آنان پشتیبانی می کنند.

۹ - ازاعتراضات و خواسته های کارگران فصلی و ساختمانی قاطعانه پشتیبانی می کنیم.

۱۰-کارکودکان غیرانسانی و استثمارگرانه است. ما با فعالین لغو کارکودک هم سنگرهستیم.

۱۱- منصوراسانلو، ابراهیم مددی و دیگرکارگران زندانی باید بدون قید و شرط آزاد گردند و تعقیب های قضایی علیه دیگرکارگران باید فوراً پایان پذیرد.

۱۲- ما خود را متحد با جنبش های اجتماعی دیگرمانند دانشجویان و زنان می دانیم.

۱۳- ما ازکارگران مهاجرمانند کارگران افغانی ، به عنوان بخشی ازهم طبقه ای های خود ، قاطعانه پشتیبانی می کنیم.

۱۴- ضمن تشکرازحمایت های جهانی ازکارگران ایران، ما کارگران ایران، خود را متحد با دیگرکارگران جهان می دانیم.

۱۵- اول ماه مه، باید تعطیل رسمی گردد و هرگونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روزملغی گردد.

 

زنده باد همبستگی بین المللی طبقه کارگر !

       ۱ مه ٢٠٠۹ - ۱۱ اردیبهشت ۱۳٨٨

 

کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه:

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه/ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه/ اتحادیه آزاد کارگران ایران/ هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان/ کانون مدافعان حقوق کارگر

شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگری :

کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری/ کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری/ شورای زنان/ جمعی از فعالین کارگری

 

   قطعنامه كارگران ايران به مناسبت اول ماه مه روز جهاني كارگر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 13  توسط د.سوسیالیست رود هن  | 

 

« بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون 8 مارس 2009 » 

تاریخ تمام جوامع طبقاتی تا کنون، تاریخ ستم جنسی سازمان یافته علیه زنان است. ستمی که در نظام سرمایه داری به اوج رسیده و به گونه ای مضاعف و هوشمندانه تر بر زنان اعمال می شود. اگرچه تمام آحاد بشری در نظام سرمایه داری جهانی به بند کشیده شده اند و به طرق گوناگون استثمار می شوند، زنان، به حکم منطق سودمحور سرمایه و در نظام تقسیم کار منحط سرمایه داری، از جهات مختلف و گاه بسیار پیچیده تر از مردان استثمار می شوند و موقعیتشان، تجلی بردگی نوین در نظام سرمایه داریست.

تهاجم و یورش های هر روزه سرمایه داری به طبقه کارگر، که به ویژه در پرتو بحران های اقتصادی متناوب آن شدت و فزونی می گیرد، حداقلِ زندگی انسانی و بهره مندی از حقوق بدیهی انسانی را از طبقه کارگر می رباید و این نظام و عوامل سرمایه، دائما در صدد پس گرفتن اندک دستاوردهای کارگران در طی دهه های متمادی مبارزه طبقاتی شان اند. بدین ترتیب است که زنان کارگر، که بخش اعظمی از جمعیت زنان را در سراسرجهان تشکیل می دهند، از جوانب مختلف و همزمان مورد تعرض سرمایه داری قرار می گیرند، هم ستم جنسی و هم ستم طبقاتی. این مسئله به ویژه در ایران، که تحت حاکمیت سرمایه داری اسلامی است حاد تر هم می شود، چراکه این بار مذهب نیز انواع ستم ها بر زنان را کانالیزه و ایدئولوژیزه کرده  و آنها را تقویت می نماید.

از این روست که جنبش زنان، اگرچه در بدو امر ماهیتی دموکراتیک می یابد، اما بی قیدوشرط به جنبش طبقه کارگر پیوند می خورد و پیشروی آن در گرو پیشروی مبارزات طبقاتی تحقق می یابد. لیبرالیسم تاریخا و مکررا ثابت کرده است که در پیگیری حقوق انسانی، ولو کفِ حقوق دموکراتیک انسان ها، ناکافی و ناپیگیر است؛ از این جهت، این وظیفه سوسیالیست هاست که در تمام جنبش ها فعالانه در راستای احقاق حقوق و خواست های انسان ها مبارزه کنند.

جنبش زنان اگرچه مستقل از دیگر جنبش های اجتماعی است، اما بدون شک اولا جنبشی عمیقا سیاسی و رادیکال است و در ثانی در پیوند ناگزیر با دیگر جنبش ها با محوریت جنبش طبقه کارگر معنا می یابد.  بنابراین، استقلال جنبش زنان، نه آن چنان که لیبرال ها با ریاکاری هدفمند تبلیغ می کنند، نه با ایزوله کردن جنبش زنان و گسست از دیگر جنبش ها و نه با ادعای غیر سیاسی بودن این جنبش پیش نمی رود، چنان که بزرگترین تجربه فمینیسم لیبرال- کمپین یک میلیون امضا_  بی نتیجه بودن و سترونی لیبرالیسم  را به خوبی برملا نمود.

بنابراین، رویکرد سوسیالیستی در جنبش زنان، برای مرزبندی قاطع با هرگونه رفرمیسم و پس زدن گرایش لیبرالی که متاسفانه هنوز در جنبش زنان حضور پررنگی دارد، بایستی علاوه بر نقد بی رحمانه لیبرالیسم در جنبش زنان، بر مبنای استراتژی واحد سوسیالیستی وحدت و انسجام بیابد. بدون شک، احقاق حقوق و خواسته های زنان، در گرو توده ای شدن مبارزات آنان و جوش خوردن با مبارزه طبقاتی جاری کارگران میسر خواهد بود. از این رو، تشکل مستقل زنان، یک راهکار عملی و استراتژیک است که لزوما باید در دستور کار همه فعالین سوسیالیست جنبش زنان قرار بگیرد. همان طور که برضرورت تشکل یابی کارگران و نیز تشکل های مستقل دانشجویی و معلمان تاکید می گردد، این خواست مشخص در جنبش زنان نیز، حاکی از بلوغ سیاسی جنبش زنان، و گام بعدی چالش های نظری و سیاسی با گرایش لیبرال که تا کنون جریان داشته خواهد بود. اتحاد، استراتژی واحد سوسیالیستی و گام نهادن به مبارزه عملی، اینست رمز پیشروی جنبش رهایی زنان.

 

گرامی باد 8 مارس، روز مبارزه زنان علیه ستم جنسی و طبقاتی

پبش به سوی تشکل های مستقل و توده ای زنان!

زنده باد سوسیالیسم!

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران

اسفند 1387

مارس 2009

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 11  توسط د.سوسیالیست رود هن  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون جمع بندی درسهای شانزده آذر ١٣٨٧

 

بزرگداشت شانزدهم آذر در سال جاری از حیث گستردگی و تنوع مراکزی که در آنها مراسم روز دانشجو برگزار شد و نیز عمق اعتراضی مطالبات و شعارها، مقطع مهمی در تحولات جنبش دانشجویی در سالهای اخیر به شمار می رود. در حالی که حاکمیت از مدتها پیش جنبش و فعالین دانشجویی را تحت فشار زاید الوصفی قرار داده بود و انواع و اقسام روشهای ارعاب و سرکوب بی سابقه را در مقابل آنان به کار گرفته بود، دانشجویان در ابعاد وسیع و قابل توجه پا به میدان نهادند و  با ایستادگی تمام عیار در مقابل حاکمیت، روز دانشجو را گرامی داشتند. امسال، نمایندگان حاکمیت از جناحهای گوناگون و در رده های مختلف یارای حضور در دانشگاه در روز 16 آذر را نیافتند . سید محمد خاتمی نیز با یک هفته تاخیر و در سالنی که هوادارانش از مدتی قبل از آغاز رسمی مراسم صندلی ها را اشغال کرده بودند، در مراسم فرمایشی و  گلخانه ای بخشی از دفتر تحکیم وحدت شرکت کرد؛ به دفاع تمام عیار از حاکمیت پرداخت، به شکلی جانانه و قاطعانه از " انقلاب فرهنگی " دفاع کرد و " بسیج دانشجویی "  را مورد تفقّد قرار داد. امسال بسیجی ها و جبهه مشارکتی ها نقش مشابه و یکسانی در رابطه با جنبش دانشجویی ایفا کردند. اکنون تکلیف جنبش دانشجویی که تمام قد در مقابل حاکمیت و جناحهای گوناگون آن برخاسته است، با خاتمی و جبهه مشارکتی ها دیگر کاملا روشن است؛ همان گونه که پیش از این با احمدی نژاد و  " بسیج دانشجویی " مشخص بود .

خصلت دیگر بدنه دانشجویی شرکت کننده در مراسمهای 16 آذر را علاوه بر تقابل و مرزبندی تمام عیار با حاکمیت و جناحهای مختلف آن، نوعی رادیکالیسم خودجوش و خود انگیخته در اهداف و سبک فعالیت تشکیل می دهد که ریشه در وضعیت عینی جامعه و جنبش دانشجویی دارد و هنوز به تکامل، پختگی  و خود آگاهی سیاسی لازم دست نیافته است. جلوه های گوناگون این رادیکالیسم خود جوش را می توان در اعتراضات مختلف دانشجویی در یک سال گذشته که عمدتا بر مبنای مسایل صنفی صورت گرفت، مشاهده کرد.  این رادیکالیسم از مرزهای حاکمیت و جریانات وابسته به آن به شکل قاطعانه گذر کرده است اما هنوز به بدیل و چشم انداز سیاسی و تشکل و سازماندهی مستقل  و مناسب خود  دست پیدا نکرده است. لیبرالیسم راست و محافظه کار ایرانی که با هزار رشته مرئی و نامرئی به بخشهایی از حاکمیت متصل است قادر به نمایندگی این رادیکالیسم نیست و چپ نیز  با رکود و بحرانی که از سال گذشته بر آن عارض شده است، هنوز قادر نشده است خود را در قامت بدیل همه جانبه و  نماینده  این رادیکالیسم عرضه کند.  سرنوشت و تحولات آتی این موج رادیکالیسم مشخص کننده وضعیت و خصلت جنبش دانشجویی در مراحل بعدی خواهد بود .  ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 دی1387ساعت 10  توسط د.سوسیالیست رود هن  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت ١٦ آذر ١٣٨٧

 

در آستانه فرارسیدن 16 آذر ، روز دانشجو هستیم . 16 آذر سمبل سنت مبارزات ضد استبدادی – ضد امپریالیستی جنبش دانشجویی ، بمثابه جنبش پیشاهنگ اجتماعی در ادوار گوناگون تاریخ معاصر ایران است . نفس انتخاب این روز به عنوان " روز دانشجو " ، خود بیانگر تاثیر عمیق جریانات چپ و سوسیالیست در مبارزات گوناگون این جنبش اجتماعی است . بارها ، چه توسط حاکمیت کنونی و چه با تلاش اپوزیسیون راست کوشش شد تا در تقویم جنبش دانشجویی تغییراتی متناسب با افق و منافع ایشان صورت بگیرد اما  هنوز که هنوز است پرچم سرخ 16 آذر بر فراز بام جنبش دانشجویی افراشته است .

نسل جدید چپ باید بکوشد تا درامتداد سنت ضد استبدادی -  ضد امپریالیستی پیشین  و با به پیش راندن  این جنبش به مدار نبرد طبقاتی سهمگینی که در جریان است و جهت گیری ضد سرمایه داری در قبال فجایع اقتصادی – اجتماعی که این نظام به بار آورده است، اولا نقش خود را در تداوم بخشی به مبارزات  رادیکال جنبش دانشجویی در راستای خواست های دموکراتیک ایفا نماید و هم زمان ، حلقه مبارزات خویش را به جنبش های اجتماعی و در راس آن ها جنبش طبقه کارگر پیوند بزند؛ این افقی است  که پیش روی تمام متحّدین سوسیالیست ما در جنبش های کارگران، زنان، معلمان ،دانشجویان و... قرار دارد و موجب پیوستگی و انسجام استراتژیک مبارزات آنان، همگام با یکدیگر می گردد.

وضعیت و موقعیت کنونی جنبش دانشجویی در تلاقی سه روند شکل می گیرد : نخست سیر صعودی مبارزات ، اعتراضات و اعتصابات که با شرکت توده دانشجویان همراه بوده و عموما خصلت صنفی داشته است . در ادامه اعتراضات و اعتصابات درخشان شیراز ، زنجان ، سهند تبریز و تربیت معلم کرج ، در دوماه گذشته و از آغاز سال تحصیلی جدید شاهد تداوم این گونه تحرکات اعتراضی در دانشگاه های متعدد در اقصی نقاط کشوربوده ایم ؛ از پایداری دانشجویان چپ در اصفهان در مقابل فشارهای گوناگون تا اعتراضات صنفی در دانشگاههای خواجه نصیر ،علم و صنعت، پلی تکنیک، هنر تهران ، دانشگاه نوشیروانی بابل و دانشگاه آزاد نجف آباد، و از اعتراض به تعطیل نمودن نشریات و کانونهای فرهنگی در دانشگاه یزد تا پایداری در مقابل حملات اوباش در دانشگاه زاهدان . همه این موارد، بر بالا گرفتن تحرکات اعتراضی جنبش دانشجویی گواهی می دهند که در فضایی کاملا متفاوت از فعالیتهای دانشجویی در دهه هفتاد و سالهای نخستین دهه هشتاد جریان می یابند و کوچکترین چشم داشتی به جناحها و جریانات حکومتی و وابستگان آنها در دانشگاهها نداشته و عملا بر رسیدن به مطالبات خویش با اتکاء به نیروی توده دانشجویان تکیه دارند . از جانب دیگر فشار فزاینده حکومت بر دانشجویان در جهت نهادینه ساختن بی حقوقی مطلق دانشجویان و پیشبرد سیاست " انقلاب فرهنگی " دوم با چراغ خاموش و تبدیل دانشگاه به حوزه " علمیه " دوم و یا پادگان ، زمینه لازم برای مبارزات گسترده و رادیکالیزه نمودن این مبارزات را فراهم ساخته است .

از سوی دیگر شاهد پیوستن بی سر و صدا و شرمگینانه جریان راست جنبش دانشجویی یعنی  دفتر تحکیم وحدت و لیبرالها به کمپین انتخاباتی حکومت هستیم که زیر لوای " برخورد فعالانه " ، " سیاست ورزی " و " دفاع از کاندیداهای مستقل و آزادی خواه " صورت می گیرد . این اتصال مجدد آنها به جناح های حکومتی و گردن نهادن به الزامات برنامه های انتخاباتی این جریانات ، به شکل بالقوه به تضعیف اساسی موقعیت آنها در بدنه جنبش دانشجویی می انجامد؛ که روند واگرایی آن از اصلاح طلبان حکومتی با حضور فعال بدنه چپ  دانشجویی چندین سال است که آغاز گردیده و تسریع این روند در در گرو موقعیت شناسی و فعالیت چپ در استفاده از این فرصت، و تثبیت خود به عنوان نیروی دارای هژمونی درجنبش دانشجویی است .

ضلع سوم موقعیت کنونی جنبش دانشجویی را وضعیت چپ در این جنبش تشکیل می دهد . علی رغم سیر صعودی فعالیتهای اعتراضی در جنبش دانشجویی و انزوا و بی برنامگی دفتر تحکیم وحدت ، چپ دانشجویی طی ماه های اخیر در حال از سر گذراندن یک رکود و بحران نسبتا سنگین می باشد برهه ای حساس و تعیین کننده در پی تجربیات تلخ یکسال گذشته خویش است و یکسره بر مباحث و مسائل بازبینی درونی خود خم شده و از پراکندگی رنج می برد . این واقعیت ، تحرکات اعتراضی دانشجویان را از وجود یک نماینده ، سخنگو و سازمانده قدرتمند و رادیکال محروم کرده است و جنبش را ازپیش رو داشتن چشم اندازهای گسترده تر برای پیشروی (ولو به طور موقت) محروم ساخته است .

ما در بیانیه های پیشین خود، به موضوعاتی نظیر توجه به مسایل صنفی در جهت فراگیر نمودن اعتراضات دانشجویی و توده ای نمودن مطالبات و مبارزات ، اعتصابات توده ای به عنوان یک تاکتیک مناسب در این راستا و طرح مساله حق تشکل و " تشکل مستقل دانشجویی " بمثابه فوری ترین و عاجل ترین نیاز جنبش دانشجویی برای سازماندهی فعالیتهای خویش در زمینه های گوناگون اشاره کرده ایم . غلبه چپ بر وضعیت راکد و بحران زده خویش در شرایط کنونی یک اولویت و نیاز عمده و یکی از اصلی ترین حلقه ها در مسیر پیشروی جنبش دانشجویی در راستای برآورده نمودن این نیازها ، طرح و متحقق ساختن این شعارها  و برنامه ها ست .

دانشجویان سوسیالیست در این لحظه وظیفه اصلی خود را دقیقا معطوف به چنین امری می دانند . در برخی بحث ها و انتقادات اخیر به نظر می رسد اختلاطی بین جریان و پروژه دانشجویان سوسیالیست و " تشکل مستقل و توده ای دانشجویی " ایجاد شده است . دانشجویان سوسیالیست بنا ندارند که در ادامه مسیر جریان خود را به تشکل مستقل و توده ای مورد نظر دانشجویان که متشکل از همه گرایشها و جریانات است تبدیل کنند. دانشجویان سوسیالیست می کوشند به سلاح موثر و برّنده ای در این مسیر  و در راستای تحقق این شعار بدل شوند، اما داعیه نمایندگی تمام جریانات و اقشار دانشجویی را ندارند، بلکه تلاش می کنند به عنوان ظرف  مشخص کننده ، وحدت بخش و انسجام دهنده گرایش انقلابی  در جنبش دانشجویی عمل کنند و نماینده این گرایش مشخص در جنبش دانشجویی در جهت مبارزه برای تحقق شعارها و مطالباتی نظیر تشکل مستقل دانشجویی ، دفاع از حقوق بنیادی دانشجویان ، مطالبات صنفی ، مبارزه بر علیه آپارتاید جنسی و ...

و نقطه اتصال مبارزات دانشجویان با مبارزات جنبش طبقه کارگر و جنبشهای اجتماعی دیگر نظیر جنبش زنان باشند . تجربیات سابق چپ نشان داد که اعلام موجودیت و فعالیت به عنوان تشکل و جریان " عمومی " متعلق به " همه دانشجویان " در ظاهر و پیش گرفتن یک سیاست اولترا سکتاریستی  در عمل تا چه میزان می تواند به حیثیت و توان دانشجویان چپ ضربه وارد کند . در این مسیر است که اعلام استقلال ما از احزاب اپوزیسیون نیز،  نه یک الزام امنیتی صرف ،که یک اصل سیاسی اساسی برای تحقق بخشیدن به برنامه هایمان است .  پس بار دیگر تایید می کنیم که سعی دانشجویان سوسیالیست براین است که به عنوان جریان وحدت بخش و انسجام دهنده به گرایش انقلابی در جنبش دانشجویی فعالیت کنند، که حول اعتقاد و تعهدعملی به پیشبرد استراتژی سوسیالیستی در جنبش دانشجویی شکل می گیرد و می تواند در برگیرنده وسیع ترین و متنوع ترین شاخه ها و سنتهای فکری و سیاسی چپ و انقلابی، مشروط بر تعهد آنها به عمل در چارچوب این استراتژی و نه پیگیری منفعت های خاص سیاسی و گروهی باشد .

در پایان فرار رسیدن روز دانشجو را به تمام دانشجویان تبریک گفته و از تمام دانشجویان متعهدی که خود را با ما هم مسیر و متحد می بینند  دعوت می کنیم تا با تشکیل هسته های دانشجویان سوسیالیست در دانشگاههای مختلف در جهت تاثیر گذاری بر مبارزات دانشجویی و تعیّن بخشیدن به یک گرایش ، آلترناتیو و قطب چپ و انقلابی در جنبش دانشجویی بکوشند .

پیش به سوی تشکل مستقل دانشجویی

زنده باد سوسیالیسم

آذر 1387

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران

http://www.socialist-students.com/ 

info@socialist-students.com   

d.socialist@gmail.com

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 8  توسط د.سوسیالیست رود هن  | 

 

با سلام و آرزوی سلامتی برای شما دانشجویان سوسیالیست عزیز

انگیزه من از نوشتن این نامه برای شما رفقای عزیز، نگاهی است به جایگاه و موقعیت شما که طبیعتا بسیار اهمیت دارد و وظائف سنگینی که بر اساس این موقعیت بر دوش دانشجویان سوسیالیست  قرار گرفته است و در ادامه با آگاهی یافتن از جایگاهی که هر یک در آن قرار داریم، طبیعتا چه باید بکنیم و چه نباید انجام دهیم مطرح می گردد.

البته من به عنوان یک فعال کارگری به هیچ  وجه  قصد آنرا ندارم که شما را نصیحت نمایم و نه بخود این اجازه را می دهم که هر آنچه را می گویم بعنوان نظریه ای کاملا درست تلقی نمایم. تنها هدفم از بیان نکات زیر، باز شدن باب تبادل نظر و همفکری برای پیشبرد عملی است که ما را به هدف مشترکمان یعنی لغو رابطه استثمار انسان بوسیله انسان، نزدیک می کند.

دانشجویان سوسیالیست در یک پروسه فعالیت دو گرایش دانشجویی، یعنی گرایش راست و اصلاح طلب از یک سو و از سوی دیگر، گرایش آوانتوریستی شکل گرفتند. البته این واقعیت را نباید نادیده گرفت که دانشجویان سوسیالیست نه به موازات این دو جریان بلکه در نهایت در اثر بر آمد بحران در این دوگرایش و به مثابه بدیل آنها سر بر آورد و متولد شد. اگر هر یک از گرایشات فوق بنا به راه حلی که پیش پای جنبش دانشجویی قرار می دادند، نماینده یک گرایش غیر کارگری  در جنبش دانشجویی بودند. دانشجویان سوسیالیست، با واقع گرایی در مقابل ماجراجویی وتا کید بر انقلابیگری در مقابل اصلاح طلبی می توانند نماینده گرایش کارگری در جنبش دانشجویی باشند. اما اینکه می گویم می توانند یک گرایش کارگری را نمایندگی کنند ،منظورم ضرورت وجود پارامترهای دیگری است که در صورت فقدان آنها یک گرایش حتی با وجود مرزبندی با راست ها و اصلاح طلبان و آوانتوریستها ، ممکن است دچار انحراف و یا اشتباهات بزرگی شود. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آبان1387ساعت 22  توسط د.سوسیالیست رود هن  |